دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

111

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

كمپانيهاى بازرگانى غربى علاوه بر اينكه ، مبادله كالا را تسهيل مىكردند . بلكه راه را براى گشايش دروازه‌اى ايران بر روى غرب هموار مىساختند . اين كمپانيها تعداد زيادى از اروپائيان را به ايران سرازير مىكردند و در ميان آنها افراد فرهيخته و تحصيل‌كرده زيادى وجود داشتند كه مىخواستند ايران و مردم آن را عميقانه بشناسند ؛ آنها ديده‌ها و تجارب خويش را ثبت مىكردند و بعدها منتشر مىساختند . گزارشهايى ازاين‌دست ، نه‌تنها اطلاعات موثقى را درباره ايران براى جهان غرب امروزى تدارك ديده ، بلكه براى مطالعات منطقه‌اى اطلاعات ارزشمندى را پديد آورده است . بازرگانان ايرانى هم با كمك كمپانيهاى تجارى غرب مثلا با بهره‌گيرى از كشتىهاى آنها ، از ممالك اروپائى ديدن كردند و اطلاعات عمده‌اى از اوضاع فرهنگى آنها بدست آوردند . افكار و انديشه‌هاى اروپايى وارد ايران شد و تأثيراتى درخور بجا گذاشت ( البته نه در حيات فكرى و انديشگى ايرانيان ) و اين تأثير مخصوصا در قلمرو هنر و تلطيف روزافزون فرهنگ ايرانى بسيار چشمگير بود . در بحث از كمپانيهاى تجارى اروپا ، بهرحال به موضوع روابط خارجى كشيده شديم كه چنانچه پيشتر برنگريستيم در زمان سلطنت عباس دوم عمدتا صلح‌آميز بود . پيمان سال 1049 / 1369 در روابط با عثمانيان پايه‌اى محكم برپا كرد . در موارد ديگر ، خويشتندارى عاقلانه شاه موجب مىشد امتيازاتى داده شود . او مقهور فرصتهاى مطلوبى كه براى گسترش متصرفاتش بدست مىآيد ، نمىشد ، مثلا در ماوراى قفقاز كه خطر جنگ در آن به‌قدرى محتمل بود كه حاكم تركى ايالات مرزى با تصور حمله ايران ، آنها را از سكنه خالى كرد و يا در بصره كه كمك شاه در خواباندن درگيرى جانشينى كارساز شد . در اين شرايط خطرى از طرف عثمانيان متصور نبود ، چون باب عالى علائق خود را در جاهاى ديگر پىجوئى مىكرد ( مثلا فتح كرت در سالهاى 80 - 1055 / 69 - 1640 صورت گرفت ) و يا مشكلاتى درونى آنها ، اشتياق براى توسعه و گسترش را تحت‌الشعاع خود قرار داد . نمونه‌هاى قابل اعتنايى از روابط دوستانه بين ايران و عثمانى مبادله تعدادى سفرا بود . از طرف شمال شرق ايران هم كه همزمان با جلوس عباس دوم ، حاكم جديدى در خيوه بر سر كار آمده بود ، خطرى پيش نيامد ، اين حاكم جديد ابو الغازى خان بود كه پيشتر تبعيد او را به اصفهان ذكر كرديم . از طرف ديگر ، ايران درگير كشمكش‌هايى شد كه در ميان ازبكان بخارا رخ داد . در اينجا بايد ناآراميهاى قبايل چادرنشين ازبك را در نظر داشت كه هنوز گاهگاهى خودى نشان مىداد ، گواينكه ديگر مكرر نبود و يا همچون ناآرامى زمان شاه صفى ابعادى وسيع نداشت ، بلكه درگيريهايى بود كه بين خاندان حاكمه رخ مىداد . در اين زمان خود ندر محمد خان كه يك